close
تبلیغات در اینترنت
محب نماز خاطرات نماز

پیامبر (ص ) : (موضع الصلوة من الدین کموضع الرأس من الجسد) (جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است) ( کنز العمال ، ج 7، حدیث 18972 ) "

جايگاه شما !
وقتی مأمور عراقی رفت، او رو کرد به آن برادر هفده ساله که اذان گفته بود و به او گفت : "بدان که من اذان گفتم و شما اذان نگفتی ". الان دیگر پای من گیر است ".وبلاگ محب نماز: در ... اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. در آن جا اذان می گفتیم، اما به گونه ای که دشمن نفهمد. یک جوان هفده سا ه ضعیف و نحیف، زمانی، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت : "چیه؟ اذان می گویی؟ بیا جلو"! یکی از برادران اسد آبادی دید که این مؤذن، جوان هفده ساله ضعیف و نحیفی است و اگر زیر شکنجه برود معلوم نیست سالم بیرون بیاید، پرید پشت پنجره و به نگهبان عراقی گفت :"چیه؟ من اذان گفتم نه او". آن بعثی گفت: "او اذان گفت ". برادرمان اصرار کرد که "نه، اشتباه می کنی. من اذان گفتم ". مأمور بعثی گف: "خفه شو !بشین فلان فلان شده ! او اذان گفت، نه تو". برادر ایثارگرمان هم دستش را گذشت روی گوشش و با صدای بلند شروع کرد به اذان گفتن. مأمور بعثی فرار کرد. وقتی مأمور عراقی رفت، او رو کرد به آن برادر هفده ساله که اذان گفته بود و به او گفت : "بدان که من اذان گفتم و شما اذان نگفتی ". الان دیگر پای من گیر است ". به هر حال، او را انداختند تو زندان و شانزده روز به او آب ندادند . زندان دراردوگاه موصل (موصل شمار ه یک و دو ) زیر زمین بود . آن قدر گرم بود که گویا آتش می بارید. آن مأمو ر بعثی، گاهی وقت ها آب می پاشید داخل زندان که هوا دم کند و گرمتر شود . روزی یک دانه سمون (نان عراقی ) می دادند که بیشتر آن خمیر بود. او می گفت : "می دیدم اگر نان را بخورم از تشنگی خفه می شوم . نان را فقط مزه مزه می کردم که شیره اش را بمکم . آن مأمور هم هر از چند ساعتی می آمد و برای اینکه بیشتراذیت کند، آب می آورد؛ ولی می ریخت روی زمین و بارها این کار را تکرار می کرد". می گفت : "روز شانزدهم بود که دیدم از تشنگی دارم هلاک می شوم. گفتم : یا فاطمه زهر ا! امروز افتخا ر می کنم که مثل فرزندتان آقا حسین بن علی این جا تشنه کام به شهادت برسم". سرم را گذاشتم زمین و گفتم : "یا زهر ا! افتخار می کنم. این شهادت همراه با تشنه کامی را شما از من بپذیر و به لطف و کرمت، این را به عنوان برگ سبزی از من قبول کن. دیگر با خودم عهد کردم که اگر آب هم آوردند، سرم را بلند نکن م تا جان به جان آفرین تسلیم کنم . تا شرو ع کردم شهادتین را برزبان جاری کنم، دیدم که زبانم در دهان م تکان نمی خورد و دهانم خشک شده است. در همان حال، نگهبان بعثی آمد پشت پنجره ؛ همان نگهبانی که این مکافات را سر ما آورده بود و همیشه آب می آورد و می ریخت روی زمین . او از پشت پنجره مرا صدا می زد که بیا آب آورده ام. اعتنایی نکردم . دیدم لحن صدایش فرق می کند و دارد گریه می کند و می گوید : بیا که آب آورده ام. او مرا قسم می داد به حق فاطمه زهرا که آب را ازدستش بگیرم. عراقی ها هیچ وقت به حضرت زهرا قسم نمی خوردند . تا نام مبارک حضرت فاطمه را برد، طاق ت نیاوردم . سرم را بر گرداندم و دیدم که اشکش جاری است و می گوید : "بیا آب ر ا ببر ! این دفعه با دفعات قبل فرق می کند". همین طور که روی زمین بودم، سرم را کج کردم و او لیوان آب را ریخت توی دهانم . لیوان دوم و سوم هم آورد . مقدار ی حال آمدم . بلند شدم . او گفت : به حق فاطمه زهرا بیا و از من درگذر و مرا حلال کن ! گفتم : تا نگویی جریان چی هست حلالت نمی کنم. گفت : دیشب، نیمه شب، مادرم آمد و مرا از خواب بیدار کرد و با عصبانیت و گریه گفت : چه کار کرد ی که مرا در مقابل حضرت زهرا شرمنده کردی . الان حضرت زهرا را در عالم خواب زیارت کردم . ایشان فرمود ند : به پسرت بگو برو و دل اسیری که به درد آورده ای را به دست بیاور وگرنه همه شما را نفرین خواهم کرد". السلام علیک یا فا طمة الزهرا! کی می گوید ما تو این دنیا بی پناهیم؟ مگر این ایثارگری ها را حضرت فاطمه زهرا فراموش می کنند؟ آن رشادت و آن پایداری و آن اخلاص، مگر فراموش می شود؟ فاطمه زهرا مادر این امت هستند و یار و یاور ولایت. برگرفته از کتاب خستگی ناپذیر/عبدالمجید رحمانیان

برچسب هاي مفيد : , , ,

موضوع : مطالب, خاطرات,
شنبه 02 دي 1396

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
محب نماز
بـه نام خداوند جان و خـرد كزين برتر انديشه بـر نگذرد خداوند نام و خـداوند جاي خداوند روزي ده رهنـــماي -------------------------------/* ارزنـده تـرین گـوهـر مصــود نـمازست زیبنـده تـرین هـدیـه معبـود نـمازست ای دوست بگو تا همه ی خـلق بـدانـنـــد مقصود حق از خلقت مـوجــــود نـمازست -------------------------------/* اولیـن چیزی که در قیامت مورد بررسی قرار می گیره "نـماز" و بهترین چیزی که در قـیــــامـت میتونی ببری "اخلاق نیکوست". این وبلاگ صرفاً جهت آگاهی و درک بهتر نـماز می باشد؛ ما شنـونده ی پیـشنــــهادات و انتقادات بازدیدکنندگان گرامی هستیم، انشالله که این وب اول مورد رضایت خـداوند و سپس شما عزیـزان قـرار گیــرد. سجده بر سجّـاده عشاق چون كردي سحر جـان مولا زيــر لب آهسته نـامم را بـبـــــــــر (*".التـماس دعـا."*) -------------------------------/* Admin: فاطمه رجبی
نظرسنجي
نماز در زندگی شما چگونه است؟





انجمن
کتابخانه همراه
مسابقه
مقالات
پرسش و پاسخ
تبادل لينک
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان محب نماز وآدرس http://mohebenamaz.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
لينک دوستان
آخرين ارسالي هاي انجمن

عنوان بازديد توسط
263 namaz
171 namaz
175 namaz
178 namaz
203 mohebenamaz

htmldrive

  • کتابخانه

    کتاب هاي پيرامون نماز

  • اشعار

    اشعار پيرامون نماز، شعر کودکانه، شعر آرام بخش دلها و...

  • چندرسانه اي

    فيلم و صوت پيرامون نماز،سخنراني ،کليپ....

  • نگارخانه

    مجموعه تصاوير و والپيپيرهاي نماز...

  • >Email

    ايميل
    f.rajabi13800815@gmail.com

  • تماس با ما

    سامانه پيامکي: 50002010226344
    موبايل : 09382555773